علي بن حسين انصارى شيرازى
270
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
بود و چون با شراب بياشامند سنگ گرده و مثانه بريزاند و چون با سركه بياميزند و بر قوبا كودكان بمالند زايل كند و جراحتها را باصلاح آورد و چون در چشم كشند روشنائى زيادت كند و چون در سركه حل كنند و بر بثرها طلا كنند سودمند بود و اسحق گويد مضر بود به سپرز و مصلح وى قند بود صمغ السماق چون در دندان گيرند درد ساكن كند و جراحتها را نافع بود و اگر شافات كند روشنائى چشم زيادت كند صمغ المحروث حلتيث بود و گفته شد صمغ الداميثا نيكوترين آن بود كه صافى باشد و مايل بسرخى باشد و در غايت تيزى و تلخى باشد و مؤلف گويد آن را بشيرازى اووك خوانند و از حدود شبانكاره خيزد و در هيچ جاى ديگر نبود ملطف بود جهت بادهاى غليظ كه در معده و امعا بود و بلغمى كه در معده بود لطيف گرداند و بگدازاند و در قوت گويند مانند حلتيث بود و مؤلف گويد جهت درد دندان استعمال كردن مقدار نيم درم نافع بود و اگر سبب آن از باد بود بسيار مفيد بود صمغ السداب گرم بود در سيوم و خشك بود در دويم و بادها بشكند و ورمهاى صلب بگدازاند و ريش چشم را نافع بود چون بران افشانند و خنازير كه در حلق و شيب بغل بود بگدازاند چون دنكى از وى سعوط كنند و بدل آن دو وزن آن حلتيث بود صمغ الخطمى سرد و تر بود و تشنگى را ساكن گرداند و شكم ببندد و نافع بود جهت مره صفرا صمغ الجوز الرومى كهربا است و گفته شود صمغ الطرثوث اشق است و گفته شد صمغ الكثمرى گويند نيكوترين صمغ آمرود آن بود كه از درخت كهن گيرند و طبيعت آن گرم و تر بود درد شش و ريشهاى آن را سودمند بود و مقدار مستعمل از وى دو مثقال بود و گويند مضر بود به سپرز و مصلح وى گل ارمنى بود صمغ البطم علك البطم است بپارسى نباست گويند و بشيرازى كندر طبيعت آن گرم بود محلل و ملطف بود و در خواص و منفعت نزديك بود به مصطكى